بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

453

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

چون برنجينهاى مهرا و نخودآبهاى كم زعفران و تريد پايچه و اشباه اينها هم درين باب بغايت آزموده است و مداومت افيون و افيونيات در مرض بغايت مضرست جهت خشكى مرض و اولى آن بود كه هر سال چند نوبت تنقيه كنند خلطى را كه از ان هم توليد مرض بود و بعد از ان بترطيب و تعديل كوشند و اگرچه با مداومت آن ادويهء قوميه به تنقيه كم احتياج افتد و اللّه اعلم باب هفتدهم در بيان امراض مقعده و شرح و اسباب و علامات و معالجات آنها و اين باب بحقيقت ذيلىست معا را جهت بودن شرح نهايت بمعا مستقيم اماس مقعد اين اغلب گرم باشد و سبب آن در اكثر اوقات خونى بود صفراوى يا صرف و يا حدوث آن ابتدا كم باشد جهت ميل مواد گرم يا عالى بدن فلهذا اكثر بعضى مرض ديگر از امراض مقعده كه موجع و جاذب مواد باشد بدان موضع حادث گردد چون شقاق و جراحت بواسير مقطوع يا جراحت ديگر و قرحه در رسيدن ضربه يا صدمه بدان محل علاج آنست كه فصد باسليق كنند و بروغن گل و پيه تازه بهم آميخته چرب مىدارند بروغن گل و زردهء تخم‌مرغ خام بهم خلط نيكو كرده و در حين غلبهء وجع آب گشنيز تر داخل ساختن نافع بود و طلاى روغن گل و سفيدهء تخم‌مرغ آميخته باشند و در هاون اسرب صلايه كرده چندانكه سياه شده باشد بسى مفيد آيد و همچنين طلاى مرهم آن محل با روغن گل آميخته و حجامت ميانهء سرين هم مفيد باشد و هرگاه زمان ابتدا و تزيد بگذارد مرهم و باخيلون طلا كردن سودمند بود و آنجا كه مواد در آنجا جمع شده باشد و دانند كه اگر تا تمامى هنگام نضج مهلت نمىدهند مدهء آن بعضى از گوشت صالح را هم مىنوشاند و بناصور ادا مىكند بواسطهء آنكه عضوى سفلى است و ممر اندفاع فضله و عصبى و عسير الالتحام واقع است و به جهت كسر عروق و الم مواد بد آنجا بيشتر مىريزد پس چاره نباشد جز آنكه قبل از تفتيح آن را قسط كنند به تيغ تيز زياده آن را بدان وجع مندفع سازند و بعده اصلاح زخم كنند و آنجا كه ورم صلب گردد طلاء مرهم داخليون و مرهم شافى و مرهم الرسل در روغن گل و مخ بيض حل كرده نافع بود و ضمادى كه از برگ سليق پخته و حليه كوفته و روغن گاوى كهنه سازند نهادن وجع خراج آن را نافع آيد و طلاى عمل سرشورى و زردهء تخم‌مرغ و روغن گل بهم خلط كرده درينباب خاصيتى عجب دارد بايد كه از استعمال